یه بار داشتم خیر سرم به بچه خواهر 6 سالم ریاضی یاد میدادم بهش گفتم مثلا من 3 تا شکلات به داداشت میدم 2 تا به تو حالا چند تا شکلات میشه ؟
یهو زد زیر گریه گفت چرا به داداش 3 تا میدی به من 2 تا ؟!!!
نمیخوام اصلا همشو بده به داداش منم میرم به مامانم میگم :|
رفت به خواهرم گفت خواهرم اومده دعوام میکنه میگه مرض داری بچه رو اذیت میکنی؟ خب یکیشو میذاشتی تو جیبت به هر کدوم 2 تا میدادی که دعوا نشه دیگه

/ 10 نظر / 6 بازدید
مرجان

شما خونوادتن مشکل نداره [قهقهه]

پردیس

سلام شیماجان خیلی خوب بود عزیزم جلوجلو عیدت مبارک ایشالا سالی پر از خیر وبرکت وپر از اتفاقات خوب واست باشه و روز به روز موفقتت افزوده بشه به منم سربزن گلم [خداحافظ]

حامد

خیلی وقته اینجوریه;وقتی ندونی برای طرف چی بگیری وبامشورت م نتونی به نتیجه برسی بایدبپرسی

مرضیه

راست میگه دیگه مثال بهتر از این بلد نبودی/؟؟؟؟/

مرضیه

بهش سر زدم نگران بود؟؟؟؟؟؟؟؟

مرجان

تو با مرضیه من چی رد وبدل کردی من خبر ندارم؟؟؟؟؟ هان؟؟؟

ئارام

ما کوردها چهارشنبه سوری رو زیاد مهم نمیگیریم ما نوروز رو جشن میگیریم و آتش نوروز رو روشن میکنیم عکسای نوروز رو میگریم و میذارم روی وب