و اما مادر...

 

مــــــــــــــــــــــادر یعنی وقتی از شیمی درمانیش برگشت ، غذایی رو که پسرش هوس کرده بود رو درست کرد....

 

 

به سلامتی ....

 



 

 

 

خدا کنه اغوش گرم مادر برای هیچ کس حســــــــــــــــــــــــرت نشه ....

 

 

 

مادر است دیگر... گاهی دلش برای فرزندش تنگ می شود...

 

 



 

سخت ترین و بدترین ثانیه های زندگیم زمانیست که مادر گریه کند...

 

 

 

 

 

 

 

اگر نزدیک مادرتون هستید دستش رو ببوسید ...

اگر دورید زنگ بزنید 

و...

اگر هم نیستبرایشادی روحش دعاکنید 

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پردیس سادات

ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺷﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭﺳﺖﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. .. عالی بود عزیزم

soheil

سلام وب قشنگی داری به وب منم یه سر بزن

مطهره

خدا نکنه نفس های گرم مادر تو خونه ی کسی پیدا نشه میدونی چیش بیشتر از همه ناراحت کنند بود؟؟؟ یک اون که مامانش شیمی درمانی میشد دو پسره که رفته بود سر خاک مادرش.............. وااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خداییییییییییییییییییییییییییییییا یه لحظه فکر کردن بهش آدمو دیوونه میکنه!!!!!!!!!!!!!! خدا برای هیچکس نخواد انشاالله

امیر

زود باش آپ کن........[پلک]

مطهره

واااااقعا؟؟؟؟؟؟؟ چه خوب.....موفق باشن دلم یه لحظه برا خ احمدی تنگ شد تو هنوز معلوم نیس اون مدرسه میمونی یا نه؟؟؟ آقا مگه اونجا شاهد نیس پس چجوری شماها امتیاز اوردین؟؟؟؟

مطهره

جـــــــــــدییییییییی؟؟؟؟ نگفته بودی!!!!! کیا دیگه اومدن؟؟؟ آره خانم احمدی اس داد که اونجا خ دنگ و فنگ داره!!!مثه اینکه میره آبدار اسم مینویسه اونجا قبول شده

مطهره

اُه اُه اُه.... چقدرم به خودشون افتخار میکنن!!!![زبان] نگفتی دیگه کیا اومدن؟

مطهره

واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فائزه جوووووونتون هم اومد....باریکلا پس جمعتون جمعه

گلی

ای جـــــــــــــــــــآنم