ساپورت

 

 

 

×××××××

 

 

من یه بار تو اینترنت داشتم میگشتم بابام اومد پشت سرم مجبور شدم کل Help ویندوز رو بخونم، این ویندوز اگه بدونید چه قابلیت هایی که نداره

 

 

××××××

 

 

تازه بابام قفل شبکه 3رو برداشته بوداااا 

 

 

 

 

 

××××××

 

 

زندگی یعنی:
باید مثل خر درس بخونی دهنت سرویس بشه، تا در آینده بتونی مثل خر کار کنی دهنت سرویس بشه…
بعلهههههه

 

 

××××××

 

 

گفتن مانتوی تنگ و کوتاه نپوشین ، بد حجابان عزیز به گوش گرفتن و مانتوی گشاد و نازک و بلند و بدون دکمه پوشیدن! گفتن روسری کوچیک سر نکنین ، شالهای پنج متری اختراع شد! گفتن شلوار کوتاه نپوشین ، شلوار بلند و چسبون پوشیدن و کم کم تبدیلش کردن به  ساپورت که اونم هم بلنده هم ضخیم! بازم اینا راضی نیستن و گیر می دن !!! حالا باید ببینیم چی رو جایگزین  ساپورت می کنن این دوستان با سلیقه و استعداد ما… اصلا خیلی جالبه همه چی!

 

 

 

 

قیافه بعضی از پسرا وقتی یه دختره ساپورت پوش میبینن !

 

 

 

 

××××××

 

مرد بودن به صدای کلفت و سیبیل چخماخی نیست داداش ، به داد زدن و شلخته بودن هم نیست مرد بودن به اینه که ....

.

.

.

.

.

.

.

.

وقتی زدی تو گوش زنت همچین بچسبه به دیوار با کاردک هم نشه تراشیدش  ...

 

*******

 

سوتی شبکه ایران

 

 

 

******** 

 

رو دسته صندلی دانشگاه نوشته بود وقتی زلزله اومد پشت صندلیو نگا کن !
پشتشو نگا کردیم نوشته بود الان نه خره وقتی زلزه اومد

 

××××××

 

بالاخره منم با یه ادم معروف عکس انداختم

 

 

 

 

×××××

 

 رفتم توی دستشویی، با همه وجودم دارم زور می زنم ، یه دفه همه جا تاریک شد. مامانم داد زد: برقا رفت چیزی لازم نداری؟ گفتم خدا رو شکر. فکر کردم چشام پریدن بیرون از حدقه انقد زور زدم!!!!

 

××××××

 

 

 

 

 

××××××

 

آقا یه روزم سوار تاکسی بودم اون گوشه عقب دپرس نشسته بودم 2 نفر پیشم بودن، اونا پیاده شدن من موندم چهارراه بعدی پیاده شم!
بعد این رانندهه فک کرده بود ماشین خالیه پشت فرمون رگباری بسته بود به گ.ز

Laughingsmiley
سر چهارراه گفتم آقا دستتون درد نکنه یهویی رید به خودش 
اومدم پول بدم گفت برو جوون ما خیلی زحمت دادیم

 

 

××××××

 

ﺍﺯ ﭘﯿﮑﺎﻥ ۵۷ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺴﺮ 5 ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﺒﻘﺖ ﮔﺮﻓﺖ ,
ﻣﺎﺷﯿﻦِ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯿﺮﻩ …

 

 

 

گـــــاهی وقتا داشته های ما

آرزوی دیگـــــران است …

 

 

/ 73 نظر / 63 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیرحسین

سلام وبت ومطالبت خییییییییییییییییییییییییلی قشنگه... باتبادل لینک موافقی؟؟؟؟؟؟آپ کردی خبرم کن حتما می یام..[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مهسا

سلام شیما جونم خوبی؟ چیکارا میکنی؟؟؟؟اقا جمعه شب سارا(ایران....) را توی پارک دیدم خیلی خوب بود گفتش شمارشو که عوض کرده شماره ی هیچکدوم از بچه ها را نداره اقا خواهرش سارینا هم اینقدر ناز و تژلو بود مثه این بچه ها که اول لژ بودن بعد دست و پا در اورده بود بود خانوم محدویم به همه ی بچه ها سلام رسوند[نیشخند]

حامد

ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند...بره های این حوالی گرگهارا میدرند..اینو به دوستات بگو شیما خانوم

مطهره

شیما خیلی باحال بود!!!! یعنی من الان دارم می پکم از خنده!!! تو اتاق دارم بلند بلند میخندم الان بقیه فکر میکنن دیوونه شدم نمیدونن که تو چیچیا میذاری تو این وبت [قهقهه][قهقهه][قهقهه]

شبنم

آدم ها را گاهی باید رها کرد بروند اسارت از یادشان می برد مهربانیت را

مریم

عاشقی بددردیه

mmmm

دوست داشتنا دوست دارم [رویا]

دیبا

سلام شیما جان ی نظر :قالبهاتونمیخوای رنگ ولعابی بهشون بدی ی ذره بچگونه ست نوشته هارو رنگی یا درشت یا... یه تغییراتی بدی بدک نیست ببخشیدا ولی خیلی بیروحه البته ناراحت نشی گولم این نظرمنه شاید منم بدسلیقه یاسخت گیرباشم شمافقط نرنج

مریم

ای کاش دوستت دارم های بعضی ها واقعی بود اگر دوستمان دارند چرا میروندو پشت سرشان هم نگاه نمیکنند میخواهند مارا عاشق خودشان کنند؟؟؟ کاش میشد جایمان را با ان ها عوض کنیم تا کمی هم انها تنهایی را تجربه کنند[ناراحت]