هویجوری....

 

آقو ما یه بار رفتیم بانک یارانمونو بگیریم.

طرف گفت دیگه به شما یارانه تعلق نمیگیره!

گفتیم چرا؟ گفت چون شما ۲۱ روزه که مردی!!!!

آقو مارو به زور بردن پزشکی قانونی زنده زنده کالبد شکافیمون کردن!

گفتن مرگش مشکوک بوده پلیس اومد ۲ ماه و نیم تحقیق کرد

آخرش گفت تنها مظنون ماجرا خود ماییم! مارو بردن دادگاه…

گفتیم خدارو شکر اولیای دم خونواده خودمونن مارو میبخشن…

آقو وسط دادگاه خونوادمونو جو گرفت

از قاضی اشد مجازات رو خواستار شدن!!…ها ها ها…

قراره پس فردا اعداممون کنن!

همش به خاطر ۴۰تومن یارانه ایجور داغون شدیم!

---------- 

 

 

 

بچه که بودم یه آبمیوه گیری داشتیم که وقتی روشنش میکردیم رسما رم میکرد و علاوه بر صدا و ویبره، میرفت یه دوری هم میزد تو آشپزخونه

 

بعد بابام همش منو مامور میکرد اینو نیگر دارم تا خودش هویجا رو آب بگیره. دقیقن حس اون کارگرایی رو داشتم که آسفالت رو سوراخ میکنن

 

 

 

---------------

 

دیالوگی که امروز تو تاکسی شاهدش بودم (بین ۲ دختر) :
.
.
.
.
.
.
.
.
موبایلت داره زنگ میخوره گلم
- اَه پیداش نمیکنم!!
نکنه خونه جا گذاشتیش؟!!
بعدشم بخاطر افراط در خنده ، راننده لطف کرد پیادم کرد

 

 -----------

یارو میره دبی تو رستوران میگه: الکباب 
کباب براش میارن
میگه: الپیاز
پیاز براش میارن
میگه: البرنج
برنج براش میارن
با غرور میگه چقدر خوبه آدم عربی بلد باشه
گارسونه بهش میگه: اگه من ایرانی نبودم الگوز هم بهت نمیدادن !!

-----------

 

وضعیت این روزهای پیج های فیسبوک

 

 

 

 

 

یه جوجه تیغی با یه فیل ازدواج می کنه .
می دونی بچه شون چی میشه؟
.
.
.
… .
متاسفانه بچه دار نمی شن . دکترا میگن عیب از جوجه تیغیه و هزینه ی درمان خیلی بالاست.
اگر خون آریایی در رگ دارین این مطلب رو share کنین تا شاید یه راهی پیدا بشه…
هر لایک مساوی یک آمین، به ازای هر لایک یک دلار به حساب این زوج ریخته میشه
در کامنت ها هم عدد 69 رو بنویسین جواب آزمایش جوجه تیغی ظاهر میشه

 

 ----------

دختر چیست ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.دختر موجودیست زیبا و دوست داشتنی که خداوند برای حفظ آرامش پسرها اونارو آفریده و کسی جز دخترا نمیتونن پسرا رو تحمل کنن.

 

چیه؟؟؟
انتظار داشتی ازشون بد بگم ؟؟؟؟
برو داداش ما از اوناش نیستیم 

 -----------

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و یکسر به اتاق خواب زد
ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن دو را
با چوب گلف زد و خونین و مالی کرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا آبی بخورد
با کمال تعجب شوهرش را دید که در آشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزیزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند
بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنند
راستی بهشون سلام کردی؟؟؟؟؟؟

 

هیچ وقت زود قضاوت نکنیم و بدبین هم نباشیم

 

------------

 

 

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضیه2

کدوم حرفااا؟؟؟؟؟؟

فرشته

تاکسیه خیلی باحال بود [نیشخند] دمت گرم شادمون کردی

مطهره

سلام من اینجام تو کوجای؟؟؟

حامد

واقعا بچه های امروز خیییییلی پررو شدنا

حامد

خییییییییییییییییییییلی باحال بودن[قهقهه]

هانیه

خیلی باحال بود شیما.....به من یه سر بزن چیزای باحالی گذاشتم![لبخند]

مطهره

شیما باید ببخشی دیروز که اومدم خونه نمیدونم چرا خیلی یه جوری بودم حالمم خوب نبود واسه همین زیاد تو اینترنت نموندم و رفتم دبروز خوش گذشت بهت؟؟؟؟؟

شيما

باسلام اگر دوست داشتي به وبلاگ من سر بزن نام وبلاگ من عاشورا تقديم به حضرت زهراست.اگه دوست داشتي بعد از ديدن وبلاگم مرا لينك كن.منتظر جوابت هستم.با تشكر[دست]

مطهره

فکر میکردم حالا میگی خیلی بهت خوش گذشته چون منو بعد از یک سال دیدی...............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اینو باش میگه بد نبـــــــود... هیییییییییییییش

مطهره

آهان حالا شد!!!!